شمس الدين محمد بن محمود آملي

3

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

در مبدء حال چون اختلاف دواعى و اهوا بود كه طبيعت بشرى بدان مجبول است و بواسطهء تنازع و تمانع در مطالب و مناصب دنيوى بيشتر دلها به علت آن معلول ، و بعد از آن اختلاف از متقدم بمتأخر و از سابق بتالى رسيده ، و بطريق توارث خلف از سلف فرا گرفته و بمرور أيام و امتداد زمان صورت آن در ضماير ايشان كالنقش في الحجر راسخ و ثابت گشته ، پس توجه سالك باداء حقوق عبوديت وقتى درست آيد كه بيخ هوا و عناد از دل به كلى انتزاع كند ، و خود را از رسوم و عادات باطله و آراء و اعتقادات فاسده برهاند ، و ديده بصيرت بمشاهده نور جمال ازلى بكشايد ، و بعلم يقين و برهان مبين بداند و ببيند و گواهى دهد كه هيچ چيز استحقاق عبادت ندارد إلا موجودى كه وجود ازليت و بقاء و سرمديت لذات مر او را واجبست ، و جميع صفات كمال از علم و قدرت و ارادت و غير آن ذات او را ثابت ، و ساحت عزتش از تردد اوهام و تعرض أفهام خالى ، و پايهء رفعتش از مناولهء حواس و مجادلهء قياس متعالى . زمين و آسمان و هر چه سمت امكان دارد آفريده او ، و ملائكه و رسل بر گزيدگان حضرت و رسانندگان رسالت او ، و محمّد مصطفى عليه من الصلاة ازكاها و من التحيات أسناها رسول به حق و فرستادهء او بكافه خلق ، جمله أديان و ملل بظهور دين و ملت و كتاب و شريعت او منسوخ ، و طريق نبوت و مناهج دعوت بختم رسالت او مسدود ، هر چه بدان اخبار فرموده از حشر و نشر و ثواب و عقاب همه محض صدق و عين صوابست ، و أهل بيت و اصحاب او كه ورثهء علم و حملهء كتابند و به بركت قبول آثار وحى سماوى و مشاهدهء انوار نبوى صفاى قلوب و طهارت نفوس يافته ، و ديده بصيرت ايشان بنور يقين منور گشته ، و از شائبه نفاق و عدوان و داعيهء افك و طغيان ، منزه و مبرا و مطهر و معرى بوده‌اند رضوان اللّه عليهم اجمعين و اعتقاد بر اين وجه اول مرتبه توحيد است كه آن را توحيد ايمانى خوانند و در علم حقيقت بجميع مراتب آن اشاره افتد ان شاء اللّه تعالى .